سفارش تبلیغ
صبا ویژن
""""""""""""
وبلاگافکت نوار وضعیت
"""""""""""""

چیزی شبیه سکوت....
چیزی شبیه سکوت فریاد حروفی است که در حلقوم جان قلم مانده اند! نمی گویم سکوت است که فریاد بی قراری روزهای بی کسی است فریادی به اوج سکوت و سکوتی به عمق دریای تنهایی....

شبیه سکوت:

به تازگی کلامی از بزرگی شنیده ام که سرشار از امید م کرد؛ می گفت:

که اگر گاهی شیطان رهایت نمی کند بدان که تو در راهی و این خبیث به تو طمع کرده است@!!

شیطان به خفتگان و علیل های زمین گیر که کاری ندارد!!

همینکه تو را در راه ببیند و در حال حرکت؛ به تو طمع می کند تا تو را باز دارد ،تو را زمینگیر کند ،تو را بیچاره کند!!!

@@@

پس مواظب باش !! تقوای محض؛ و بدون اذیت شیطان بوی ضلالت و گمراهیت می دهد؛ 

اگر روزی دیدی که در اوج معنویت بدون وسوسه شیطان صفا می کنی خیال نکن که شیطان را از پا در آورده ای!! نه بلکه شیطان تو را زمین زده است و از تو خیالش راحت شده است!

تو در این حال در اوج معنویت که نیستی تو در قعر معصیتی و خود بی خبری!@

عارفی که خیال شیطان را آسوده کرده و فریب و مکری از او نبیند ؛عارف نیست؛ جاهلی است که دلق عرفان به خود بسته است@

پس به خود امید وار باش که تو در گود عرفانی ؛ خودت نمی دانی ،

تو در حرکتی و در راهی و گرنه شیطان را به تو چه کار..؟؟!.@@@


[ چهارشنبه 98/5/9 ] [ 6:59 صبح ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

شبیه سکوت:

شبیه سکوت:

مردان کودک روان

?????

مردان پس از ازدواج بیشتر از زنان به محبت نیازمندند!!

بر خلاف آنچه تا کنون به ما گفته اند که زنان نیازمند محبتند ؛ از قضا ماجرا بر عکس است !!

 مرد با ازدواج؛ سر بر بالین دختری میگذارد که سخت نیازمند محبت اوست!!

مسولیت اداره و سر پرستی دختری را بعنوان همسر می پذیرد ؛ اما انرژی حرکتش را از محبت همان دختر می گیرد!

?? پس تو خیال نکن که او چون مرد است باید عشق بورزد و از آسمان قلبش محبت بریزد ؛ نه ، او هم باید معشوق باشد!

او بیشتر به سایه ای نیازمند است که در خنکایش بیارامد، تا در پرتو آن، چون کوه پناهگاه خانواده اش باشد@ 

او اکنون مثل یک کودک، به دو گوش شنوا و دو دست نوازش گر اختصاصی نیازمند است!!

???

??نیاز مردان به محبت از نیاز کودکان به محبت بیشتر است،

کودکان اگر رها شوند می گریزند اما دوباره به خانه برخواهند گشت؛ اما مردی که در خانه از محبت محروم شود؛ دیگر به خانه باز نخواهد گشت!!، اگر هم بر گردد با دل نخواهد آمد از ترس آبرویش تنها با تن اعلام حضور می کند!!

???

??جالب اینجاست؛ مردی که از محبت همسرانه ی خود محروم شود، این کمبود محبت، گاه او را به اعتیاد و گاه به شراب و مستی و گاه به عرفان و معنویت می کشاند!!

آری به عرفان و معنویت!!

گاهی پسران، کمبود محبت و گمشده خود را در معنویت و عبادت های عارفانه می جویند!!

???

پس هر عرفانی عارفانه نیست، بلکه گاهی از روی نیاز کودکانه و قهر های خانوادگی و تربیتی است!!

مرد اگر در کودکی از محبت والدین محروم مانده باشد، توقع دارد پس از ازدواج بار سنگین این کمبود را همسرش بر دوش گرفته و محرومیتهایش را جبران کند!!

پس این وظیفه بزرگ بر عهده ی همسرش خواهد بود و این زن اوست که باید شوهرش را غرق در دریای محبت خود کرده و مثل یک نوزاد تحویل بگیرد!!

که اگر چنین نشد می شود آنچه خواهد شد!!

پس برخی از نه از درد معرفت که از درد نیاز و از رنج کمبود محبت به عبادات روی می آورند!!

یکی معتاد می شود ؛ اینهم عارف شده است!!

پس ممکن است در راستای شوق به معنویتش کارها بکند...

خرج کند

از پول و امکاناتش بگذرد تا با تور مریدان ؛ تار عقده هایش را بنوازد...

پس این کودک معلم ندیده و درس ناخوانده را درنقش پیر دیدن عین دیوانگی است!!@

عین الف ضاد

??????


[ چهارشنبه 98/5/9 ] [ 6:43 صبح ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

?? داستانک

?????

 - لَا تُبطِلوا صَدَقَاتِکم بالمَنِّ و الأَذی (بقره؛ 234)

 صدقه هایتان را با منت و اذیت باطل نکنید.

 

♦?اربابی یکی را کشت و زندانی شد و حکم بر مرگ و قصاص او قاضی صادر کرد.

شب قبل از اعدامش، غلامش از بیرون زندان، تونلی به داخل زندان زد و نیمه شب او را از زندان فراری داد.

??اسبی برایش مهیا کرد و اسب خود سوار شد. اندکی از شهر دور شدند، غلام به ارباب گفت: ارباب تصور کن الان اگر من نبودم تو را برای نوشتن وصیتت در زندان آماده 

می‌کردند. ارباب گفت: سپاسگزارم بدان جبران می‌کنم.

?? نزدیک طلوع شد، غلام گفت: 

ارباب تصور کن چه حالی داشتی الان من نبودم، داشتی با خانواده‌ات و فرزندانت وداع می‌کردی؟ ارباب گفت: سپاسگزارم، جبران می کنم.

 

??اندکی رفتند تا غلام خواست بار دیگر دهان باز کند، ارباب گفت تو برو. من می‌روم خود را تسلیم کنم. من اگر اعدام شوم یک بار خواهم مرد ولی اگر زنده بمانم با منتی که تو خواهی کرد، هر روز پیش چشم تو هزاران بار مرده و زنده خواهم شد.

  ??کار نیک منتی ندارد.

 

 

?????? ???????


[ چهارشنبه 98/5/9 ] [ 6:41 صبح ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

ب  ??چند دستورالعمل‌ اخلاقی

 از ایه الحق 

مرحوم سید احمد کربلائی(ره)

?پدر مرحوم آیه العظمی سید احمد کربلایی اصالتا تهرانی بود؛اما به کربلا مهاجرت کرد و ایشان در کربلا رشد یافت.

مشهور است سید احمد از ناحیه یک چشم نابینا بود؛ به همین خاطر معروف به_واحدالعین_بود.

نقل است که فرموده بود دوست داشتم از آن چشم هم نابینا بودم که جز به جمال دلربای الهی نمی نگریستم!

ایشان شاگردان بزرگی مثل مرحوم میرزا علی آقای قاضی و سید جمال گلپایگانی داشت!

?? دستورالعمل‌هایی که سید احمد کربلایی برای یکی از شاگردان خود  داشتند  عبارتند از:

 1. مواظبت کامل بر اداء واجبات و ترک محرمات. 

2. کمال مراقبت در طول روز. 

3. هنگام خوابیدن محاسبه نفس کردن. 

4. در صورتی که نفس، مخالفتی نموده آن را جبران نماید و نفس را با انجام ضد میل او مجازات کند. 

5. در هر شب جمعه و عصر جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخواند. 

6. اهم از همه  اینکه در تمام اوقات و در همه احوال، حضرت حق جل و علا را حاضر و ناظر بداند. 

7. دوام توجه و توسل به حضرت حجت عجل الله فرجه که واسطه فیض زمان است و بعد از هر نماز دعای غیبت که «اَلَّلهمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ...» است خوانده، و سه سوره توحید هدیه به آن بزرگوار و دعای فرج «اللهم عظم البلاء ...» را ترک ننماید.

                   ??شبیه سکوت??


[ سه شنبه 97/2/25 ] [ 7:44 صبح ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

?بشربن مفضل می گوید: با چند نفر به مکه می رفتیم، در راه مکه یکی از دوستان گفت: در این روستا زن بسیار زیبایی است که پزشک مارگزیده ها و عقرب گزیده هاست،خوب است که او را ببینیم گفتیم زشت است، ما حاجی هستیم، برویم بگوییم میخواهیم یک زن را ببینیم؟ گفت: حیله و نقشه ای می کشیم، پای مرا با یک چوب زخم کنید، زیر بغل های مرا بگیرید و زن پزشک را سراغ بگیرید.

 بشر بن مفضل می گوید: همین کار انجام شد و وقتی وارد روستا شدیم، سراغ منزل آن زن را گرفتیم هنگامی که درب منزل رسیدیم، زنی بیرون آمد وقتی که نگاهش به او افتاد، بسیار حا