سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
چیزی شبیه سکوت....
[ و فرمود : ] هیچ بى‏نیازى چون خرد نیست ، و هیچ درویشى چون نادانى و هیچ میراثى چون فرهیخته بودن و هیچ پشتیبان چون مشورت نمودن . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :0
بازدید دیروز :8
کل بازدید :7080
تعداد کل یاداشته ها : 53
2/3/91
12:27 ص

 


به زودی نامه من به ابر هنرپیشه های سینمای ایران آقایان:


داریوش ارجمند


جعفر دهقان


فریبرز عرب نیا


خواهد آمد،


پس از پخش سریال تلویزیوین امام علی علیه السلام و درخشش آقای داریوش ارجمند در نقش مالک اشتر نخعی علیه السلام و


پخش سریال مردان آنجلس و نقش آفرینی جعفر دهقان در نقش ماکسیملیانوس و


پخش سریال مختار نامه و بازی ستاره سریال عرب نیا


مدتها بود که به این فکر بودم که راستی این آقایان که اینگونه ماندگار شدند، برای آینده کاری خود چه برنامه ای دارند؟


آیا برای امرار معاش و قرار دادهای کذایی با کارگردانان نقش مقدس خود را در این سریالها به لجن زشتی و رکود در شخصیت عوض می کنند یا نه؟


آرزو داشتم ای کاش نقش جعفر دهقان را در فیلم مردان آنجلس من داشتم و با خود عهد میکردم که هرگز بعد از آن بازی در فیلم یا سریالی ار قبول نکنم و به سراغ شغل دیگری بروم


آرزو داشتم نقش مالک را من بازی کرده بودم و خود را در آینه شخصیت حضرت مالک سلام الله علیه ماندگار ساخته و هرگز نقش دیگری بازی نمی کردم


آرزو داشتم مختار بودم و هرگز نقشی در سریالی بازی نمی کردم


اما با کمال تعجب پس از اینکه این نقش ها از طرف ارجمند ، دهقان و عرب نیا صورت گرفت سریالهای با حضور آنان رونق گرفت که شخصیت بازی گری آنان در آن سریالها هرگز با مالک و ماکلسیملیانوس و مختار سازگاری نداشت


به شدت ناراحت و رنجور شدم ، دلم می خواست جای این سه ابر هنرمند را گیر بیاورم و حرفهایم را به انان بزنم اما نشد تا اینکه تصیم گرفتم نامه ای سر گشاده به آنان  بنویسم.


 سوال اصلی  من از آقایان،  به نمایندگی از بسیاری از تماشاچیان این است که آیا جایگاه هنرپیشگی و بازیگری این قدر ارزش دارد که چهرهای  ماندگاری مانند مالک اشتر ، ماکسیملیانوس و مختار که سلام و درود خدا بر آنان باد در فیلمهای دیگر به لجن نقش منفی کشیده شود؟


به نظر من ارجمند ، دهقان و عرب نیا با بازی در نقش مالک اشتر ، ماکسیملیانوس و مختار ماندگار شدند، اگر من به جای آنان بودم هرگز نقش دیگری را بازی نمی کردم، و چهرهای مذهبی و ماندگاری از یاران الهی و بندگان مخلص خدای متعال را به دنیایی عوض نمی کردم،


متن کامل نامه من به زودی  خواهد آمد......


19/9/90::: 12:2 ع
نظر()
  
  

به نظر می رسد دختران سهم بیشتری در بروز گناه و مفاسد اجتماعی دارند.


اگر دختری خود را نیاراید و در معرض دید هرزه مردان هوس باز قرار ندهد مطمئنا کسی در حق این دختر طمع نمی کند.


از نظر روانشاسی این یک حقیقت ثابت شده است که دختران بیشتر از پسران عشق به خود آرایی و جلوه گری دارند، با توجه به این حس بسیار عجیب و غریبی که در نهاد هر دختری به امانت گذاشته شده است اگر حریم عمومی زندگی را برای عموم بشکنند و با آرایش و پیرایش وارد میدان معرکه زندگی شوند بطور قطع مردان و پسران را به بند کشیده و آنان را از نظر آزادی روانی منهدم می کنند


می خواهم بگویم : یک دختر قدرتی دارد که می تواند امنیت روانی گروه زیادی از مردان را به هم زده و آنان را به بند خاطر خود بکشاند


در حالی که این قدرت در وجود پسران نهفته نیست، پسران هم مثل دختران شیفته زیبایی هستند و لی بطور حتم گدای جلب توجه دیگران نسیتند.


یعنی آنفدر که یک دختر گدایی جلب توجه دیگران است هرگز پسران این حس گدا صفتی را از نظر روانی ندارد، به همین منظور به نظر می رسد دختران بیشتر از پسران در زمنیه پیدایش و بروز مفاسد و گناه نقش دارند.


حالا سوال این است که چه باید کرد؟


بهترین و مطمئن ترین راه برای جلوگیری از بروز گدایی دخترانی که فقیر محبتند این است که والدین و بستگان نزدیک این خلاء و شکاف روانی که در درون آنان بر اثر کمبود محبت اتفاق افتاده است جبران شود. دخترانی که در منزل از محبت سرشار والدین برخوردار شده اند هرگز فقیر توجه نیستند، به همین منظور بیتشر از آن که به دنبال جلب توجه دیگران باشند متوجه خویشتن هستند که مبادا در دام هرزه ای گرفتار شوند.


دختری که سرشار از محبت و توجه است و در کانون گرم خانواده مورد توجه صد در صد والدین قرار گرفته است نیازی به توجه پسران فول از شهوت نیستند.


ای کاش دختران جامعه مید انستند که پسران هر قدر متدین و هر قدر هرزه باشند سخت نیاز دفع شهوت و برآورده شدن نیاز جنسی هستند، آنفدر که دختران به فکر آینده خویش دست و پا می زنند هرگز پسران به آینده خود کاری ندارند ، لحظه شهوت و آنی دفع شهوت وخلاصه قطع رابطه و کناره گیری از ارتباط.


دختران بسیاری هستند که بر اثر فقر محبت گدای جلب توجه شدند و با قیافه ای کاملا شیطانی وارد بازار عرضه خود پرسه زدند و لنگر نیاز خود را در عمق دریای جوانی انداخته و به خیال اینکه شوهر آینده خود را یافتند شبهای خود را با خیال با هم بودند گذراندند و بعد از ارضای غریزه پسرک شیاد مانند یک دستمال کاغذی در زباله دانی پرت شده و جز لکه ننگ و آلوده شدن دامن بهره ای نبردند.....ادامه دارد....



 


 


  
  

جوان برای ترک گناه باید چه کند؟ بهترین راه پیشنهادی شما برای ترک گناه و کسب ملکه تقوا چیست؟


راستی شما بهترین پیشنهادتان چیست؟


راستی می دانید:


کسانی که جگر عاشورایی ندارند باید زنجیر یزیدی شدن را به گردن خود بیاویزند.


(برگرفته از سخنرانی حجه الاسلام ظهیری)


پاسخ این سوال را به با تفصیل کامل خواهیم داد نظر شما چیست؟


 


  
  

سوال بسیار مهمی که ممکن است ذهن بسیاری را به خود مشغول کند این است که مردان بیشتر عامل گناه هستند یا زنان


و به همچنین دختران بیشتر عامل گناه هستند یا مردان؟


ما قبل از اینکه پاسخ این سوال را بدهیم این سوال را از همه خواننده گان می پرسیم تا در یک همه پرسی نسبی نظرات خواننده گان را ببینیم و سپس جواب اصلی را مطرح کنیم


پس شما هم شرکت کنید راستی به نظر شما دختران عامل گناهند یا پسران؟


5/8/90::: 12:12 ع
نظر()
  
  

یک مدرس حوزه و دانشگاه:

برخوردهای نادرست جوانان را مسجدزده می‌کند

خبرگزاری فارس: یک مدرس حوزه و دانشگاه گفت: بسیاری از ما جوانان را با برخوردهای ناصحیح از خود رانده‌ایم و انتظار داریم مساجدمان مملو از جمعیت جوان باشد.



خبرگزاری فارس: برخوردهای نادرست جوانان را مسجدزده می‌کند


به گزارش خبرگزاری فارس از اردکان، حجت‌الاسلام علی‌اصغر ظهیری عصر امروز در دومین یادواره 21 شهید و سه شهید گمنام مدفون در روستای ترک‌آباد اردکان با اشاره به نقش شهدا در زندگی مادی و معنوی انسان‌ها اظهار داشت: اگر جوانی به واسطه غفلت مرتکب معصیت شود، در درجه اول شهدا را از خود رنجانده است.
این مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به تبلیغات سوء و برنامه‌ریزی‌های دشمن در به انحراف کشیدن جوانان افزود: فرهنگ تنگ‌پوشی را سال‌هاست که دشمن مورد توجه قرار داده و سعی می‌کند همه ارزش‌ها را در زیبایی‌های شهوانی ظاهری به جوانان القا کند.
مولف 27 جلد کتاب در حوزه مشکلات جوانان، فرهنگ شهادت را از والاترین فرهنگ‌ها دانست و گفت: فرهنگ شهادت در درون خود حامل فرهنگ‌های دیگری نظیر ایثار، امر به معروف و نهی از منکر و معنویت‌طلبی است.
مولف کتاب "برای دختران"، به انحراف کشیده شدن دختران ایرانی را متاثر از غفلت، جهل و نیاز آنان دانست و بیان کرد: کسی که خواسته یا ناخواسته تن به فساد می‌دهد، یا غافل است یا جاهل و یا متاسفانه در فقر مالی به سر می‌برد.
مولف کتاب "تنهایی، لذت و عشق"، به بیان نقل قولی از شهید مطهری پرداخت و خاطرنشان کرد: دشمنان با ترویج فرهنگ بی‌بند و باری در پی نابودی اسلام و مسلمین هستند.
ظهیری با بیان اینکه این انقلاب ثمره خون 300 هزار شهید به خاک خفته است، تصریح کرد: غرب و آمریکا با تبلیغات کاذب سیاسی می‌خواهند جوانان ما را ضد ولایت‌فقیه، ضد روحانیت و ضد فرهنگ دفاع مقدس بار بیاورند.
این استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: پیام راستین شهدا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) تمسک جستن به ریسمان ائمه اطهار و ولایت‌فقیه است.
مؤلف کتاب "بر کرانه عصمت" عنوان کرد: خوش به حال کسانی که با روضه امام حسین (ع) بزرگ شده‌اند و با ائمه اطهار مانوس هستند چرا که هرکس خط مشی سید و سالار کربلا را سرلوحه زندگی خود قرار دهد، هیچ‌گاه به ذلت و خاری تن نمی‌دهد.
وی با بیان اینکه جوانان باید با امام حسین( ع ) گره بخورند تاکید کرد: امروز بیش از هر زمانی به امام حسینی‌ها و حسینیه‌ای‌ها نیازمندیم زیرا فرهنگ آزاداندیشی، آزادگی و امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما رنگ باخته است.
ظهیری برخورد مناسب با جوانان را رمز جذب و جلب آنان به دین مبین اسلام عنوان کرد و گفت: اغلب مسئولان، روحانیون و مذهبیون تاکنون به دو شیوه با جوانان مواجه شده‌اند یا به تندی با آنان برخورد کرده‌اند یا بی‌تفاوت از کنارشان گذشته‌اند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه هیچ کدام از این دو برخورد مناسب نیست، تصریح کرد: بنده عادت دارم با جوانان خوش وبش و دست و روبوسی کنم و پای دردل‌هایشان بنشینم.
وی با بیان برخی خاطرات خود با جوانان گفت: ساعتی پیش از شروع مراسم در جواب سلام جوانی دست او را به گرمی فشردم و به او نزدیک شدم تا با او روبوسی کنم.
ظهیری ادامه داد: جوان خودش را عقب کشید و گفت بوی سیگار می‌دهم اما من محکم او را در آغوش کشیدم و پیشانی‌اش را بوسیدم.
مؤلف کتاب "عشق چیست عاشق کیست" با بیان اینکه پس از این کار جوان تمام رازها و درد دل‌هایش را بازگو کرد گفت: این جوان که بنا به هر دلیلی به سیگار پناه برده بود، تا پای ماشین مرا همراهی کرد و حتی پس از حرکت ماشین دست مرا رها نمی‌کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: جوانان را از خود رانده‌ایم و انتظار داریم مساجدمان پر از جوان باشد.
ظهیری با اشاره به یکی از فیلم‌های دفاع مقدس افزود: کسانی که در جبهه‌های حق علیه باطل جان خود را کف دستشان گذاشتند و برای حفظ این آب و خاک به آب و آتش زدند، اغلب از همین سنخ جوانان بودند.
مؤلف کتاب "برای دختران" خاطرنشان کرد: چرا کم‌کاری خودمان را پای جوانان می‌نویسیم و به چشم غریبه به آنان نگاه می‌کنیم؟
وی با اشاره به فراموش شدن فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نیز عنوان کرد: امر به معروف و نهی از منکر مهارت می‌خواهد و همه مردم به ویژه مذهبیون باید این مهارت را بیاموزند.
وی با مذموم خواندن فرهنگ زن و فرزندسالاری در خانواده‌ها هشدار داد: مرد به عنوان مدیر و صاحب اختیار خانواده در اسلام شناخته می‌شود و متاسفانه با تبلیغات سوء فمنیست‌ها در جامعه و دنیای امروز، بسیاری از حقوق مردان نادیده انگاشته می‌شود.
ظهیری، تعالی شخصیتی و عزت نفس را نیاز ضروری جوانان در دنیای امروز عنوان و تصریح کرد: اگر جوان نگاه خود را تعالی بخشد، آن وقت تماشای حقارت‌ها و جاذبه‌های شهوانی در نظر او رنگ می‌بازد.
به گزارش فارس، نمایشگاه عکس شهدای روستای ترک‌آباد و یادمان شهدا از بخش‌های جنبی دومین یادواره شهدای روستای ترک‌آباد اردکان بود.
این یادواره به همت انجمن رهپویان وصال ترک‌آباد و با هدف ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و با حضور فرماندار، امام جمعه و جمعی از مسئولان و خانواده‌های معظم شهدای اردکان برگزار شد.
انتهای پیام/ش10



5/8/90::: 12:8 ع
نظر()
  
  

مهمترین نشانه اختیار انسان سه نشانه است:


اول: احساس ندامت و پشیمانی


اگر انسان مجبور بود چه معنایی داشت که پس از انجام گناه احساس پشیمانی کند. آیا تازیانه های وجدان بر گرده روح انسان نشانه اختیار انسان نیست؟ همینکه هر انسانی پس از انجام معصیتی ندامت و پشیمانی سراسر وجودش را می گیرد و آرزو می کند که ای کاش پاکی خود را حفظ کرده بودم نشانه اخیتار اوست.


دوم: احساس خجالت و شرمندگی


آیا کسی که گناهی انجام داد و احساس خجالت و شرمندگی کرد نشانه اختیار او نیست. به نظر شما کسی که مجبور است و به ا ین خیال رسیده که از خود اختیاری ندارد هنگام بروز یک عمل زشت از او خجالت می کشد؟ نه روشن است که نه ، کسی که خیال کند مجبور است مانند کسی است که از ترس جان خود خود را عریان کرده و زشتی های خود را به نمایش بگذارد.


یک زندانی که در زندان گوانتانامو لخت به زور و جبر صهینونیست بی دین لخت می شود و عریان آیا برای این لخت شدن خجالت میکشد؟ البته که نه، چرا که او از روی اختیار این کار را نکرده است، اما انسانی که با اختیار خویش معصیت می کند از فرط خجالت سر به زیر می اندازد و گاهی آروزی مرگ خود را می کند.


سوم : ثواب و پاداش


به نظر شما شخصی که از روی جبر و بی اختیار کاری کند مستحق پاداش است؟ هرگز!


می گویند: در یک مسابقه قرار شد هرکس بتواند خود را از ساختمان هفت طبقه ای در رودخانه بیندازد و این سقوط را انجام دهد مبلغ دومیلیون دلار جایزه بگیرد


هیچ کس حاضر نشد ، ناگها همه خبرنگاران دیدند جوانی با کمال شجاعت خود را از بالای هفت طبقه به زیر انداخت، همه اطرافش را گرفته و از او می پرسیدند انگیزه شما از این سقوط آزاد چه بود؟


او گفت: من انگیزه منگیزه سرم نمی شود ، فقط فوری بگویید کدام پدر سوخته مرا هل داد؟


خوب چنین کسی که مستحق جایزه نیست، او جبرا به یک کار دست زده است و کسی که جبرا کاری کند هرگز مستحق جایزه نیست


مثال دیگر


خدای متعال روز قیامت هرگز به یک انسان خوشکل به خاطر خوشکلی ظاهریش جایزه نمی دهد، چرا که انسان در بهره مندی از خوشکلی ظاهری هیچ اختیاری نداشته و این یک موهبت جبری الهی است


با توجه به نکات فوق انسان یک موجود مختاری است که در میان تمام موجودات شرافت و کمالات عجیبی دارد بنابراین یک جوان نمی تواند خود را مجبور بداند ....... ادامه دارد.....


 


23/6/90::: 8:38 ع
نظر()
  
  

آزادی یکی از مهمترین نیازهای موجودات زنده برای رشد و حرکت بسوی کمال است، اگر موجودی آزادی نداشته باشد و تحت اسارت و قید و بندی قرار گیرد مطمئنا به کمال نخواهد رسید.


شما یک درخت را در نظر بگیرید برای رشد به شدت نیازمند آزادی است، اگر چیزی آنرا به اسارت بگیرد مطمئنا رشد نمی کند، حیوانات هم همینطورند اگر بخواهند رشد کنند باید حتما آزاد باشند.


انسان نیز برای رشد و ترقی مادی و معنوی سخت نیازمند آزادی است. اگر آزادی جسمی اش محدود شود مطمئنا زمینه رشد و حرکت را نخواهد داشت و اگر آزادی معنویش به خطر افتد نیز زمینه ای برای رشد و ترقی نخواهد داشت


بنابراین انسان سخت نیازمند آزادی است، اصلا یکی از فلسفه های بعثت پیامبران الهی رساندن بشر به آزادی بوده است، پیامبران آمده اند که انسان اسیر نباشد و در پرتو آزادی بتواند رشد کند.


با توجه به این مطلب تفسیر نادرست از قضا و قدر الهی انسان را به جبر می کشاند و در حقیقت آزادی انسان را در انتخاب و حرکت بسوی کمال به اسارت تبدیل می کند


جوانی که تفسیر درستی از قضا و قدر الهی نداشته باشد مطمئنا خود را مجبور می داند و می گوید سرنوشت ما هم اینگونه رقم خورده است در حالی که در نگاه قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام انسان حاکم بر سرنوشت خویشتن است. جامعه حاکم بر سرنوشت خویشتن است.


 ملت ما زمانی بود که برای ارتباط و اتصال به اهل بیت علیهم السلام و پیاده کردن فرهنگ الهی اهل بیت علیهم السلام در این کشور حکومت سلطنتی پهلوی را پذیرفته بود، مردم خودشان با اراده آهنین خود سرنوشت خویشتن را رقم زدند که امروز هر چه داریم به برکت این خواستن است


حال اگر مردم می گفتند خدا خواسته ما زیر یوغ و چکمه رضا خان باشیم و دست روی دست می گذاشتیم چه اتفاقی می افتاد؟


اما به برکت درایت های بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و تداوم هدایت سکان انقلاب توسط رهبری معظم انقلاب ، خامنه ای عزیز ملت ایران حاکم بر سرنوشت خویش شد و برای صدرو انقلابش هیچ احتیاجی به ویزای برون مرزی نداشته و ندارد و اکنون این حاکمیت بر سرنوشت به تمام ملت ها و ممالک سرایت کرده است....... ادامه دارد


  
  

تمسخری دیگر:


1.        یکی دیگر از بدترین قسمتهای  این فیلم قسمتی بود که روح هوس رفتن به شمال و دریا و سینما می کند. این مطالب کاملا مغایر با قرآن کریم و مبانی اعتقادی شیعه و مسلمانان است.


چرا روح مونث و مذکر؟


 


2.        سوال ما از کرگردان و نویسنده این سریال این است اگر شما می خواستید روح را به لجن جهل و نادانی خودتان بکشید لازم بود اینگونه اعتقادات مردم را تخریب کرده و مردم را نسبت به روح و مسئله مرگ اینگونه متزلزل کنید.


به نظر شما لازم بود یک دختر به نام مینا و یک پسر به نام امیر حسین همنشین هم باشند ؟ آیا اشکالی داشت دو پسر یا دو دختر روحشان به قول شما سرگردان شود ؟


 


تاثیر سریال از نظر اعتقادی در جامعه!!


 


سوال دیگر ما این است که آیا تمام پیام شما از این فیلم چه بود؟ مثلا تماشاچی های این فیلم بسیار متدین تر شدند،توبه کار شدند؟ مسیر جدیدی به رویشان باز شد؟ اعتقادات دینی محکم تری پیدا کردند؟


به خدا سوگند هیچ تماشاکننده ای در ماه رمضان با دیدن فیلم شما به یاد خدا نیفتاد؟ جز دختر بازی روح و عشق و عشق بازی ارواح و به لجن کشیدن قداست روح ثمری دیگر داشت؟


 


خستگی روح!!!


6.آیا روح خسته می شود و آرزوی سوار شدن ماشین می کند، دریکی از پلانها مینا به امیر حسین می گوید اگر راه دور است بگو با ماشین برویم من حال ندارم... بسیار مسخره و مضحک بعد دیگری از ابعاد روح را به جهل خویش آلوده نکرده اید؟


 


محدویت رحمت حضرت حق


7. تصویر ورود افراد آلوده به جهنم مثل پلان تصادف دزدی از دزدها و فرار از دست پلیس و کشته شدن و ورودش به جهنم عجیب بود آیا شما ازا ینکه زمین را شکافتید و از آن آتش خارج کردید و روح پسرک جوان گنه کار را در آن انداختید منظوری نداشتید که جهنم در همین زمین است و بهشت و جهنمی وجود ندارد؟


شما چه قدر راحت پسر ک را به جهنم بردید ، آیا به جای خدای مهربان عالم تصمیم گرفتید؟ آیا خدای متعال بدون هیچ سوال و جوابی بنده اش را وارد جهنم می کند؟ اصلا شما می توانید جهنم را تصور کنید که اینگونه آن را به تصویر کشیده اید و خیال بافی کرده اید


نکته آخر


کلام  آخر حقیر خطاب به مسئولان ذی ربط است و نکته ای به عالمان دینی ، به نظر شما در حوزه علمیه قم یک کارشناس قرآنی قوی نبود که این فیلم نامه در اختیارش گذاشته شود و صحت و عدم صحت آن معلوم شود.


آیا سریال به این مهمی که با اعتقادات مردم سر و کار دارد نباید با نظارت حوزه علمیه ساخته شود؟


و از همه مهمتر اینکه ، چرا اگر به یک پزشک ، یک معلم ، یک رئیس بانک ، یک دانشجو، یک سرتیپ ، یا سرهنگ نظامی توهین شود همه آن قشر اعتصاب می کنند و ندای اعتراضشان را به گوش مردم میرسانند و به هر وضعی شده توهین کننده را وادار می کنند که از کرده خود عذر خواهی کرده و اعلام ندامت نماید!


حال به نظر شما اگر به دین و اعتقادات مردم لطمه ای خورد و مردم اعتقادت دینی و معنویشان مورد حمله قرار گرفت کدام قشر باید اعتراض و به مردم بصیرت بدهند؟


مگر رسول معظم اسلام خاتم پیامبران نفرمود بر عالمان دینی است که جلو بدعتها را بگیرند و اگر نگیرند لعنت خدا و همه لعنت کنندگان برآنان باد.


إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ وَ إِلَّا فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ‏



 پس چرا سکوت؟


و نکته آخر اینکه مطمنا نقدها و بررسی ها و تحلیل های پس از اتمام پخش سریالها  راه چندانی از پیش نمی بردچند کارشناس بنشینند و فیلم را تجزیه و تحلیل کنند سود چندانی ندارد چرا که حتی یک بیستم بیندگان هم میلی به دیدن این لیل ها ندارد. اینجاست که باید عاجزانه  گفت انا لله و انا الیه راجعون اللهم انا نشکو ا الیک فقد نبینا و غیبت ولینا......


  
  

یکی از فیلمها و سریالهایی که در ماه مبارک رمضان تا کنون پخش شده است سریال « پنج کلیومتر تا بهشت» است.


گذشته از نقطه قوتهای آن ، این سریال  تاثیر مخرب فوق العاده ای در اعتقادات دینی مردم بویژه نسل جوان داشته است.


قبل از هر چیز گفتنی است خدای متعال در قرآن به رسولش می فرماید : ای پیامبر ! مردم از تو در باره روح سوال می کنند ، تو در پاسخ آنان بگو روح از امر خدای متعال است .


وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً (85 سوره اسراء)



 یعنی حقیقت روح برای کسی روشن نیست و کسی قدرت شناسایی و معرفی آن را ندارد.


با توجه به این نکته و حقیقت قرآنی، چند سوال از نویسنده و کارگردان سریال پنج کلیومتر تا بهشت؟


1.        نام سریال:


اولا چرا نام این سریال پنج کلیومتر تا بهشت است؟ آیا منظورتان از پنج کلیومتر تا بهشت ، پنج کلیومتر تا بهشت زهراسلام الله علیها در تهران ست؟ یا پنج کیلومتر تا بهشت موعود در قیامت؟ حال چر ا پنج کلیومتر ، و ده کلیومتر نه، چرا پنج کلیومتر و بیست کلیومتر نه؟


هر چه باشد به نظر می رسد در این فیلم پنج رکن اصلی و اساسی دینی مورد هجمه قرار گرفته و ریشه همه چیز زده شده است.


اما محتوا و متن سریال:


2.        مخالفت قطعی با احکام الهی و مقدسات دینی .


در قسمت اول تا سوم این فیلم هنگامی که امیرحسین روح می شود و با دخترک سرگردانی همراه می شود چند بار روح دختر با صراحت تما م می گوید اگر بهشت و جهنمی باشد!!. قطعا این قسمت خلاف قرآن است.


خدای متعال در قرآن می فرماید هنگامی که روح کسی را به تمامه و کامل گرفتیم او به حقیقت برزخ و قیامت آگاه می شود به همین خاطر از خدای متعال درخواست می کند که یک بار دیگر او را بازگردانند تا گذشته تاریک خود را جبران کند.


این مطلب فرقی میان روح سرگردان و روح غیر سرگردان ندارد. اصلا روح که سرگردان نمی شود ، چرا که انسان یا زنده است یا مرده ، به عبارت دیگر یا روح دارد یا ندارد، سرگردانی روح حتی در خواب نیز بی معنا است و طبق منطق قرآن هرگز روح انسان سرگردان نمی شود.


اصحاب کهف 310 سال خواب بودند و به طرز معجزه آسایی حقیقت معاد را تفسیر کردند ، آیا در این 310 سال روح آنان سرگردان بود؟


بدترین قسمتهای سریال:


3.        زشت ترین و کثیف ترین قسمت این سریال همان قسمتی بود که روح امیر حسین به خاطر اینکه نگاهش به نامحرم نیفتد وارد اتاق یا منزل نمی شود و اگر می شود با طرز مسخره آمیزی وارد می شود.


همانگونه که انسان در خواب تکلیفی ندارد روح نیز مکلف نیست لذا نمی دانم منظور نویسنده محترم از اینکه امیرحسین را وارد خانه نمی کند که نامحرم نبیند چیست ؟ و آیا این به تمسخر گرفتن حکم حجاب نیست؟


اگر یک فرد لائیک و بی دین این فیلم را ببیند نمی گوید چه دین مسخره ای که حتی ارواح نیز باید از یکدیگر رو بگیرند و خود را در حصار حجاب قرار دهند؟؟!!


سوال من از نویسنده و کارگردان فیلم این است مثلا اگر این جملات نبود و این دیالوک مسخره به نوع دیگری گفته می شد اشکالی داشت؟


مثلا اگر  به این موضوع پرداخته نمی شد و وقتی امیرحسین وارد میشد مادر مینا را با چادر و حجاب می دید و اصلا ذکری از آن نمی شد اتفاقی می افتاد؟


به نظر کارگردان و نویسینده وقتی امیرحسین خود را وارد اتاق آیدا می کند و پشت به تخت او می ایستد و به شکل بسیار مسخره و مضحکی به مینا می گوید ببین آیدا رو سری دارد یا نه ؟ به مستمع و بیننده و تماشاچی چه حالی دست می دهد.


تصوری که از آیدا خانم در حال استراحت دارد و لو اینکه او را نبیند چه تصوری است؟


آیا این مسئله لازم بود مطرح شود؟ مگر روح محرم و نامحر م دارد؟ ، آیا این مسئله تیشه زدن به ریشه حجاب و عفاف نیست؟


 


  
  

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم


راستش نمی خواستم چیزی بنویسم ولی یک دفعه به خودم گفتم چه اشکالی داره یک مطلب نو بنویسی و کیف همه رو کوک کنی


به خاطر همین دستم رو بردم رو کیبورد و شروع کردم


دوستان !


هر چیزی بهاری داره و بهاره عمر انسان جوانی است. ارزش جوانی به قدری زیاد که بیشتر از یک بار اتفاق نمی افتد پس باید حواس جمع باشد که یک وقت این بهار آفت زده نشه


من چند تا از آفت هایی که ممکنه بهار عمر یک جوون رو آفت زده بکنه رو می نویسم شما بخونید و لذت ببرید:


اول:


 آفت اول بهار عمر انسان « غرور » است که خیلی خطرناکه ، راستش یک جوان ناخواسته به بلوغ می رسه و ناخواسته احساس استقلال می کنه باید مواظب باشه که دچار کبر و غرور نشه


شیطان که دشمن قسم خورده آدما است به خاطر کبر و غرورش دچار بدبختی شد و از درگاه رحمت خدای متعال رونده شد


بزرگان ما می گن، حضرت عیسی علیه السلام یک روز به خدای متعال گفت من می خوام میان شما و شیطون رو آشتی بدم ، خدای متعال فرمود برو به او بگو اگر تو به کنه توبه اش رو می پذیرم و او را به مقامش بر می گردانم


حضرت عیسی علیه السلام با خوشحالی آمد پیش شیطان و گفت من بالاخره کار خودم رو کردم و میان تو خدا را آشتی دادم


شیطون گفت چطور فرمود به خدا گفتم شیطان رو بیامرز ، خدا فرمود برو بگو توبه کنه اونو می بخشم


شیطان تا این جمله عیسی علیه السلام رو شنید با پرخاش گفت : تو بی خود کردی ، من که قصد آشتی ندارم ، خدا باید از من عذر خواهی کنه تا اونو ببخشم


آره دوست عزیز این اثر کبر و غرور ه


دوم:


آفت دومی که جوانان را تهدید می کنه غضبه ، غضب کلید همه زشتی هاست و همه بدی ها ریشه در غضب انسان دارد


پیغمبر می فرماید مواظبب باشید و غضب خودتونو کنترل کنید که دریچه های بدی را به روی شما باز نکنه


یک جوان در منزل ممکن است خیلی از مواقع ناخواسته عصبانی بشه و از کوره در بره باید مواظب باشه که نارحتی نکنی و خشم خودش رو کنترل کنه


داستان زیاد ولی فقط یک خاطر ه کوچیک می گم ، رفته بودم زندان برا سخنرانی ، یک جوونی رو دیدم بهش گفتم برا چی زندانی شدی ؟ گفت تو خونه نارحت شدم و با بابام درگیر شدم، یک مرتبه گوشت کوب رو برداشتم و به زمین زدم ، گوشت کوب پرت شد و خورد به گیجگاه بابام و در جا مرد


به خدا نمی خواستم پدرم رو بکشم ولی شد ، این اثر خشم و غضبه


سوم:


آفت سومی که جوانی یک جوان رو تهدید می کنه رفیق بده و نابابه


به خدا جوونا ، خیلیا از دوستای ناباب نابود شدند و سقوط و بدبختی خودشونو از رفیقاشون می دونن


خدای متعال در قرآن می فرماید روز قیامت بعضی از افراد آرزو می کنن و می گن ای کاش با فلانی رفیق نمی شدیم که روز گارمان اینجوری سیاه نمی شد


تا توانی می گریز از یار بد         یار بد بدتر بود از مار بد


مار بد تنها تو را بر جان زند         یار بد هم بر جان و هم بر ایمان زند


اعتیاد ، به مواد مخدر ، قتل ، دزدی ، و تعدی به آبرو و شخصیت مردم همه محصول انتخابهای زشت انسان است که یکی از مهمترین آنها دوستان نابابند.


از باغ می برند تا که چراغانی ات کنند              تا کاج جشنهای زمستانی ات کنند


یوسف بدین رها شدن از چاه دل منبد             این بار می برند تا که زندانیت کنند


یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست            از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند


برگرفته از سخنرانی حجه الاسلام ظهیری


ادامه دارد..........................


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ سلام به ماهم سری بزنید تا مشکلاتمان را حل کنیم
+ سلام