سفارش تبلیغ
صبا
""""""""""""
وبلاگافکت نوار وضعیت
"""""""""""""

چیزی شبیه سکوت....
چیزی شبیه سکوت فریاد حروفی است که در حلقوم جان قلم مانده اند! نمی گویم سکوت است که فریاد بی قراری روزهای بی کسی است فریادی به اوج سکوت و سکوتی به عمق دریای تنهایی....

?بشربن مفضل می گوید: با چند نفر به مکه می رفتیم، در راه مکه یکی از دوستان گفت: در این روستا زن بسیار زیبایی است که پزشک مارگزیده ها و عقرب گزیده هاست،خوب است که او را ببینیم گفتیم زشت است، ما حاجی هستیم، برویم بگوییم میخواهیم یک زن را ببینیم؟ گفت: حیله و نقشه ای می کشیم، پای مرا با یک چوب زخم کنید، زیر بغل های مرا بگیرید و زن پزشک را سراغ بگیرید.

 بشر بن مفضل می گوید: همین کار انجام شد و وقتی وارد روستا شدیم، سراغ منزل آن زن را گرفتیم هنگامی که درب منزل رسیدیم، زنی بیرون آمد وقتی که نگاهش به او افتاد، بسیار حاذق بود، گفت: شما دروغ می گویید، او را مار نگزیده،

 ولی آن چوبی که پای او را زخم کرده اید، آلوده به ادرار مار بوده است، متاسفانه زهر ادرار مار از خودِ زهرمار خطرناک تر است و هیچکس نمیتواند درمان کند و این مرد، تا نماز مغرب و عشاء خواهد مُرد.

 بشر بن مفضل می گوید: همین طور شد و آن مرد تلف شد، و او را دفن کردیم و سپس به سفر ادامه دادیم!!

*ماجرای شاگرد عبدالله بن مسعود*

عبدالله بن مسعود معلم قرآن بود، مردی آمد به او گفت : میخواهم نزد شما قرآن بیاموزم، و عبدالله بن مسعود هم وقتی را برای او معین کرد، مرد آمد و یکسال تمام قرآن آموخت و پس از یادگیری دیگر نیامد. زنِ عبدالله بن مسعود به همسرش گفت: آن مرد نابینا دیگر به خانه ما نمی آید؟ عبدالله بن مسعود گفت: کدام نابینا؟ گفت: همان کس که هر روز برای آموختن قرآن می آمد! گفت: آنکه نابینا نبود، اتفاقا کاملا بینا بود. همسر عبدالله بن مسعود گفت:

 من هرچه به او نگاه می کردم چشمانش فروهشته بود. گفت: او چشمان فروهشته داشت که ناموس من مصون بماند.!!

سلام بر همراهان عزیز!!

حضورتان مایه افتخار ماست

برای پیوستن اعضای جدید

""شبیه سکوت ""را به دوستان خود

معرفی کنید!!

شبیه سکوت??

@aeinalefzad                                                                                                                                                 


[ یکشنبه 96/4/25 ] [ 7:0 صبح ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

چرا در تبلیغ مبلغان اثر نمی بینیم؟

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و ایجاد حکومت دینی،

مبلغان و منبری ها فرصت بیشتری پیدا کردند

تا به نشر فرهنگ دین بپردازند؛

اضافه بر این، در دو دهه اخیر فضای مجازی نیز

به کمک مبلغان آمده و راه تبلیغ و انتشار آموزه های دینی

را هموار تر کرده است.

روزانه صدها مجلس معنوی از طرف بانیان خصوصی

و عمومی در جای جای ایران اسلامی منعقد می شود،

و در هر شبانه روز از تلویزیون و رادیو ساعت ها

سخنرانی پخش می شود؛

کارشناسان در انواع برنامه های صدا و سیما

هر روز افاضه می کنند ...

با توجه به این شرایط پیش آمده؛

اولین سوالی که ذهن ما را به خود مشغول

می کند این است که چرا با این تبلیغ وسیع تاثیر نمی بینیم؟

به نظر شما دلیل خنثی بودن منبرها و سخنرانی ها چیست؟....

البته منکر این نیستم که هر از گاهی

مجالس افرادی را تحت تاثیر قرار داده  و آنان را متحول می کند؛

اما در حد کلان اجتماعی 

ربا

بی حجاب

رشوه

اختلاس

دروغ

ریا و صدها عمل خلاف اخلاق در اداره جات دولتی و غیره دولتی

نشانگر خنثی بودن تبلیغ نیست؟

حالا به نظر شما مشکل کجاست؟

منتظر نقطه نظرات راهگشایتان هستیم!


[ جمعه 96/4/23 ] [ 11:58 عصر ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

سلام

سلامی به گرمی آفتاب مرداد

سلامی به عظمت و بزرگی دهه کرامت؛ 

از ولادت بانوی همیشه ایران ، حضرت کریمه ، معصومه سلام الله؛

تا

ولادت سلطان سریر ارتضی ؛

سلطان ایران؛

علی بن موسی الرضا علیه السلام!

روزهایتان پر از کرامت و بزرگواری؛

که تو کریمی، 

با کرامت آفریده شده ای؛ 

حریم دلت محترم است؛

هرزگان نیازهای خود را در شکستن این حریم مقدس جستجو می کنند!!

پس حریم دلت؛ 

کرامت و بزرگی ات را حفظ کن....


[ دوشنبه 95/5/18 ] [ 9:25 عصر ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

 

کسی صدای مرا نمی شنود!

درکم نمی کند!

حرفم را نمی فهمد؟

من نماز را دوست ندارم، نمی خواهم به زور نماز بخوانم

فریاد پدرم:

پسر جان! نماز، نماز ،  داره قضا میشه !

کافر مطلق ، بلند شو؛

مگر نماز نمی خوانی، کفر همه جا را میگیره،

و اما مادرم:

پاشو ، کی آدم میشی،

چرا از پسر خاله هات یاد نمیگیری؟

نماز نخونی خدا عذابت می کنه... ده پاشو دیگه...

و من سکوت سکوت سکوت..... سکوتی همراه با اعتراض....

راستش را بخواهید ،

دوست دارم اعتصاب غذا کنم، از اینهمه داد و فریاد.............

این گونه می گذشت تا اینکه بالاخره کوکب اقبال بر بام دلم نشست،

و خودم را در آغوش رحمت الهی یافتم؛

با دوستی آشنا شدم که فکر مرا تغییر داد و مرا عاشق نماز کرد؛

از او پرسیدم:

چرا باید نماز بخوانم؟

گفت:

نماز تکلیف نیست که از زیر بارش شانه خالی کنی

نماز مدال و تشریف است

خدا ی بزرگ و مهربان این مدال را به انسان هدیه کرده است؛

و تنها آدم را قابل دریافتش دانسته است؛

دیوانگان که تکلیف ندارند؛ و به چیزی تشریف نمی شوند؛

عاقلانند که مشرف به تشریف و مفتخر به دریافت مدال

الهی می شوند؛ و نماز مدال عزت و تاج شرافت و کرامت است...

حرفش مثل تیر به قلبم نشست......

....

و من اینگونه عاشق نماز شدم....



[ چهارشنبه 94/10/16 ] [ 10:46 صبح ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]

 

 

نمر باقر النمر، استقامت را از که آموخته بود؟

شراب عشق را چگونه نوشیده بود؟

مگر نه این است که:

سوره‏ هاى کتاب شهادت، تفسیر آیه‏ هاى خداست.

فاتحه الکتاب آن، شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام است؛

که با نام خدا شروع و با صبر خدا خاتمه یافته است.

قرآن با نام خدا آغاز و با نام مردم پایان یافته؛

اما تفسیر کتاب خدا در کربلا با نام خدا شروع

و با نام حسین پایان نیافته که آغاز شده است.

شهادت حسین علیه السلام مانند قرآن لایه‏ هاى نو ظهورى دارد

که هر روز و هر لحظه گویاى گوشه‏ اى از نیاز انسان

و میدان نمایش دریایى از عظمت و کمال اوست.

پس ما به عاشورا زنده‏ایم؛ نه عاشورا به ما،

در هواى عاشورا نفس نزیم مرده‏ایم و از عاشورا قوّت نگیریم جان باخته‏ ایم.


زمستان امسال کعبه از گرمی خون بزرگ مردی شهید

رنگ و بوی بهار را گرفت؛

مسجد الحرام این روزها ، مسجد الحرام قبل نیست؛

کعبه ؛ کعبه دیروز نیست؛

انگار صفا و مروه نیز دل و دماغی ندارند؛

هروله اش صفایی ندارد، و در کنار مروه اش تقصیر تفسیر نمی شود؛

زمستان امسال مدینه نیز حال و هوای ربیع ندارد؛

امسال از خون شیخ شهید، باقر النمر ؛

که حلقوم عدالت خواهش

بر دار روزه سکوت گرفت؛

عزا گرفته ، و اندوه شهادت مظلومانه اش ظهور حضرت

صاحب را آرزو می کند....

مفتی های عربستان، برای بقای حکومت آل سعود

از قیامت خود هم نردبان می سازند؛

در برابر قتل و شهادت شیخ باقر النمر بر طبل رسوایی خود

می کوبد؛.

اما دیر نیست، سرانجام

دست انتقام خدا روزی از آستین غیب بیرون آمده

رسوایشان خواهد کرد. 

انهم یرونه بعیدا و نراه قریب




[ یکشنبه 94/10/13 ] [ 6:7 عصر ] [ ع. الف . ضاد ] [ نظر ]
........

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

........................



........................
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
""" ........
///