چیزی شبیه سکوت.... چیزی شبیه سکوت فریاد حروفی است که در حلقوم جان قلم مانده اند!
نمی گویم سکوت است که فریاد بی قراری روزهای بی کسی است
فریادی به اوج سکوت و سکوتی به عمق دریای تنهایی....
|
بالاخره کسی که دغدغه دین داری و تقوا دارد باید کمی هم زحمت بکشد با حلوا حلوا که دهن شیرین نمی شود
درد بود، زیرا پزشکان معالج براى تسکین مرض وى شراب تجویز کرده بودند.
اى فرزند ابى یعفور! از آن ننوش! حرام است! این ناراحتى از شیطان است که برتو مسلط شده است .
بستگانش وقتى ناراحتى او را دیدند، به او گفتند: توبراى تسکین ، ناچارى مقدار کمى از شراب بنوشى! عبدالله گفت: به خدا قسم! هرگز یک قطره هم نخواهم نوشید. (هرچند بمیرم.) و تا زنده بود آن ناراحتى را احساس نکرد.
وى براى حل این مشکل از کوفه به مدینه شتافت و از محضر مولاى خویش کسب تکلیف کرد. حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: از آن مایع ننوش!
عبدالله وقتى به کوفه برگشت, درد به سراغش آمد. بستگانش با اصرار و اجباراندکى شراب به او نوشاندند. درد آرام شد . او از این حادثه تلخ و ناگوار خیلى ناراحت شد. دوباره به مدینه منوره مسافرت کرد و موضوع واقعه را با امام(علیه السلام) در میان نهاد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: [ چهارشنبه 92/4/26 ] [ 7:18 عصر ] [ ع. الف . ضاد ]
[ نظر ]
|
........................ |
........................